یکبار برای همیشه تکلیفت رو با خودت مشخص کن که انقدر درگیر نباشی.
تو دو جور راه برای زندگی فعلا, در شرایط الان نداری. یکی یکی همه شو بشین مزایا و معایبش رو بنویس, ببین کدوم رو میتونی انجام بدی.
قبل از همه ی اینا یادت باشه, کسی که پول زیاد میخواد همینجوری راحت راحت بدست نمیاره. باید پوستش کنده بشه تا بدست بیاره. یعنی که میگم هیچ راهی بدون سختی نیست. فکر نکن چون از فلان راه میای که سختی نداشته باشه, پس میتونی از سختی ها فرار کنی.همه ی چیزا رو هم بدترین پیامدش رو درنظر بگیر
1. راه اول: سال بعدی استخدامی آموزش و پرورش بشی, برای ارشد بهداشت بخونی. بعدش دوسال مرخصی بگیری, ارشدت رو بگیری, بعدش دیگه همینجوری ادامه بدی, درحینش هم یه بیزینسی چیزی راه بندازی, میتونی بری بازیگری و تئاتر و اینا کار کنی در این حین. یا میتونی سفرای خارجی بری. ولی خب اندازه ی بودجه ت دیگه. میتونی روی اینستاگرام و یوتیوبت کار کنیو ورزش و لایف استایلت رو پیش ببری. میتونی با پول حقوقت توی کارگاها و دوره های روانشناسی شرکت کنی.
مزایا:
کاراییه که دوست داری انجام بدی. به جز مدرسه هه.
مدرسه هه به مرور حقوقش زیاد میشه.
با روانشناسیه تو بیمارستان هم میتونی کار کنی, کارای سبک و جالب. یعنی مسئولیت کسی رو دوشت نیست که زیاد خطری باشه
روانکاوی و از این درسای جالب میتونی بخونی.
اگه بخوای دکتر خیلی تاپی بشی احتمالش بیشتره. چون روانشناس خوب کم داریم.
میتونی به کارایی که دوست داری مثل ورزش, مثل موسیقی و خوندن و اینا برسی, ولی خب میدونی که پول توش نیست. یعنی اگه باشه هم خرده است
معایب:
ممکنه بیزینسه جواب نده. به هرحال که وضع کشور رو نمیدونی.
ممکنه بازیگریه یکم با حکم های استخدامی در تضاد باشه. یا همون خونندگیش هم همینطور.
ممکنه نتونی آزاد صحبت کنی توی یوتیوب یا اینستاگرام یا اینکه از شغل برکنارت کنن. اگه از شغل برکنارت کنن دیگه دستت فقط به همون روانشناسیه بنده
معلوم نیست اگه توی اینستا یا یوتیوب موفق بشی. و حتی اگه بخوای توی اینستا و یوتیوب موفق بشی هم همیشه باید دانش آپدیتی داشته باشی. باید یه پا ریسرچر باشی.
2. راه دوم: توی این یکسال اول برای استخدامی بخونی وشغلی پیدا کنی. با حقوقی که ازش میگیری یکم سرمایه گذاری کنی یا سعی کنی بیزینسی راه بندازی. برای علوم پایه و زبان بخونی و ازمونشونو بدی. وارد پزشکی بشی. تا 12 سال درس بخونی و حق کار نداشته باشی. کار خاصی هم نتونی بکنی. ولی بعدش روانپزشکی دیگه.
معایب:
خب سختی های رشته ی پزشکی که یسره باید درس بخونی. طولانی بودن راهش. 12سال باید بدون پول زندگی کنی. بدون خانواده. یسره امتحان داشتن. یسره درسای سنگین زیست و بیوشیمی و اینا. نهایت بتونی به یکی یا دوتا از کارایی که دوست داری برسی. در بهترین حالتش.
4سال کار تعهدی داره. و خب اگه بخوای دکتر خیلی تاپی بشی همینطوری هم به درد نمیخوره, باید خیلی خیلی زحمت بکشی.
مزایا:
خب پزشکی دانشگاه تهرانه دیگه. پرستیژ داره. جایگاه اجتماعی بین خودشون داره و توی جامعه هم خب داره متوسط رو به بالا. با ادمای پولدار و پرنفوذ میگردی. البته توی روانشناسی هم اگه جای خوب قبول بشی همینطوره.
یکبار برای همیشه تکلیفت رو با خودت مشخص کن که انقدر درگیر نباشی.
تو دو جور راه برای زندگی فعلا, در شرایط الان نداری. یکی یکی همه شو بشین مزایا و معایبش رو بنویس, ببین کدوم رو میتونی انجام بدی.
قبل از همه ی اینا یادت باشه, کسی که پول زیاد میخواد همینجوری راحت راحت بدست نمیاره. باید پوستش کنده بشه تا بدست بیاره. یعنی که میگم هیچ راهی بدون سختی نیست. فکر نکن چون از فلان راه میای که سختی نداشته باشه, پس میتونی از سختی ها فرار کنی.همه ی چیزا رو هم بدترین پیامدش رو درنظر بگیر
1. راه اول: سال بعدی استخدامی آموزش و پرورش بشی, برای ارشد بهداشت بخونی. بعدش دوسال مرخصی بگیری, ارشدت رو بگیری, بعدش دیگه همینجوری ادامه بدی, درحینش هم یه بیزینسی چیزی راه بندازی, میتونی بری بازیگری و تئاتر و اینا کار کنی در این حین. یا میتونی سفرای خارجی بری. ولی خب اندازه ی بودجه ت دیگه. میتونی روی اینستاگرام و یوتیوبت کار کنیو ورزش و لایف استایلت رو پیش ببری. میتونی با پول حقوقت توی کارگاها و دوره های روانشناسی شرکت کنی.
مزایا:
کاراییه که دوست داری انجام بدی. به جز مدرسه هه.
مدرسه هه به مرور حقوقش زیاد میشه.
با روانشناسیه تو بیمارستان هم میتونی کار کنی, کارای سبک و جالب. یعنی مسئولیت کسی رو دوشت نیست که زیاد خطری باشه
روانکاوی و از این درسای جالب میتونی بخونی.
اگه بخوای دکتر خیلی تاپی بشی احتمالش بیشتره. چون روانشناس خوب کم داریم.
میتونی به کارایی که دوست داری مثل ورزش, مثل موسیقی و خوندن و اینا برسی, ولی خب میدونی که پول توش نیست. یعنی اگه باشه هم خرده است
معایب:
ممکنه بیزینسه جواب نده. به هرحال که وضع کشور رو نمیدونی.
ممکنه بازیگریه یکم با حکم های استخدامی در تضاد باشه. یا همون خونندگیش هم همینطور.
ممکنه نتونی آزاد صحبت کنی توی یوتیوب یا اینستاگرام یا اینکه از شغل برکنارت کنن. اگه از شغل برکنارت کنن دیگه دستت فقط به همون روانشناسیه بنده
معلوم نیست اگه توی اینستا یا یوتیوب موفق بشی. و حتی اگه بخوای توی اینستا و یوتیوب موفق بشی هم همیشه باید دانش آپدیتی داشته باشی. باید یه پا ریسرچر باشی.
و خب, تاثیری توی اصل ماجرا نداره کونت پاره ست تا کلینیک و اینا بزنی و مشتری جمع کنی و فلان
2. راه دوم: توی این یکسال اول برای استخدامی بخونی وشغلی پیدا کنی. با حقوقی که ازش میگیری یکم سرمایه گذاری کنی یا سعی کنی بیزینسی راه بندازی. برای علوم پایه و زبان بخونی و ازمونشونو بدی. وارد پزشکی بشی. تا 12 سال درس بخونی و حق کار نداشته باشی. کار خاصی هم نتونی بکنی. ولی بعدش روانپزشکی دیگه.
معایب:
خب سختی های رشته ی پزشکی که یسره باید درس بخونی. طولانی بودن راهش. 12سال باید بدون پول زندگی کنی. بدون خانواده. یسره امتحان داشتن. یسره درسای سنگین زیست و بیوشیمی و اینا. نهایت بتونی به یکی یا دوتا از کارایی که دوست داری برسی. در بهترین حالتش.
4سال کار تعهدی داره. و خب اگه بخوای دکتر خیلی تاپی بشی همینطوری هم به درد نمیخوره, باید خیلی خیلی زحمت بکشی.
با اینیکیه بخوای کلینیک بزنی که کونت پاره تره.
و خب ممکنه اینهمه سال دیگه نرسی چیزی درباره ی روانشناسی و اینا که علاقه ت هست بخونی, دیگه تا تخصص روانپزشکی.
باید دووم بیاری توی محیطهای پر از محرک. چون من همینجوریشم وقتی از صبح تا شب بیرون باشم, شب دیگه انگار ovrstimulateشدم اعصاب معصاب ندارم, ولی اون دختره میگفت که تقریبا 33 ساعت توی بیمارستان هستی وقتی شیفتای 24ساعته دارید و روز بعدشم کلاس داری 7و8 ساعت. دیگه یسره تو بیمارستان زندگی میکنیو مسئولیت مریض باتوعه.
ممکنه نتونی پادکست درست کنی یا هرچی
-ولی خب میدونی, همچین این حرفا رو میزنی انگار که مثلا این سه ساله چه گلی به سر خودت زدی.نه پادکست درست کردی, نه فیلم ساختی. نه عیچ کاری کردی. و اتفاقا وقتی توی فشار بودی بیشترین عملکرد رو از خودت نشون دادی
+ولی اون فشار کنترل شده بود, و تازه مثلا سه چهارماهی بود. نه 5و6 ساله.
مزایا:
خب پزشکی دانشگاه تهرانه دیگه. پرستیژ داره. جایگاه اجتماعی بین خودشون داره و توی جامعه هم خب داره متوسط رو به بالا. با ادمای پولدار و پرنفوذ میگردی. البته توی روانشناسی هم اگه جای خوب قبول بشی همینطوره.
ببین, من نهایتش دارم این فکرو میکنم که توی آموزش و پرورش جا نمیگیرم, بزرگتر از اونم. اره, برای امتحان کردن برای یه سال خوبه, با تجربه های خوب اوکی ام. حتی میدونی؟ من پشیمون نیستم از اینکه تا الان پزشکی نخوندم و از 24 سالگی شروع میشه. به هر حال یه عشق و حالی از جوونیم بردم. لوی از الان به بعد, دیگه فکر میکنم عشق و حال بیشتری نیست که انجام بدم. یا بهم حال بده. و , من نمیدونم این بخاطر خونواده و طرز بزرگ شدنمه که اینطوریه یا خودم همچین حسی دارم که وقتی درس میخونم انگار دارم کار معنا داری انجام میدم. و میدونی؟ حداقل این پز رو دارم که هم هی عمرم رو پای پزشکی نذاشتم. مسافرتهای خوبی رفتم. با ادمای خوبی از فیلد روانشناسی اشنا شدم, کودک درونمو زنده کردن, پوستم 5-6درجه شفاف تر شده. ورزش کردم و کتابایی خوندم که زندگی رو برام اسونتر کردن.
و نهایتش, تو با روانشناسی و روانپزشکی, یه جا میرسی. میتونم توی روانپزشکی تخصص رواندرمانی بخونم. و روانکاو هم بشم. یعنی یکیه. حالا ممکنه با روانشناسی یخورده زودتر کارو تموم کنی چون دوره ی کار اجباری نداره. با روانپزشکی یخورده کارت دیرتر تموم میشه. سختیش بیشتره از اونطرفم خب پرستیژ داره. تو تصمیم میگیری چطوری بگذرونیش. با توجه به شناختی که از خودت داری.
و تازه تو از الان حدود یک سال و 7 ماه وقت داری که هم کار کنی و کمی پول برای خودت جمع کنی. و هم اصلا کلا بیزینس داشتن رو شروع کنی و یوتیوبری رو, ببینی که چیه چطوریه, اصلا بهت میچسبه یا نه. توی یوتیوبت درباره ی سلامت روان صحبت کنی. هم هی اینا رو راه بندازی, حالا بعدش دیگه در ادامه ی مسیرت میتونی از آدمای دیگه برای رسیدن به هدفت هم کمک بگیری, مثلا برای ادیت ویدیو و اینستا و اینا. که البته اینا پول میخواد و مطمئن نیستم که بتونم انجامشون بدم یانه. ولی خب همه چیز, هرکاری که تو بخوای انجام بدی ریسکیه. تو نهایت تلاشت رو توی این یکسال بکن و برای هردوتا, هم ارشد روانشناسی و هم پزشکی بخون. برای ارشد روانشناسی بخون, فقط برای دل خودت, و برای پزشکی بخون, چون باید این کارو انجام بدی. بعدم, چرا انقدر میترسی, انقدر ادمایی زیاد بودن که هم یوتیوبر های موفقی شدن و هم پزشکی خوندن. واقعا خب تو اگه به خودت سخت بگیری وسبک زندگی سالمی داشته باشی, و منضبط باشی, انقدرم فشار نمیاد بتت. میدونی از چی انقدر میترسی و واهمه داری؟ اینکه نتونی به خودت اعتماد کنی. اینکه وسط راه جابزنی و گند بزنی توی زندگیت.
و شناختی که من از تو دارم, اینه که , کلا ادم علم دوست و خرخونی هستی, اگه روانشناسی بخونی, قطعا رنک رشته ی خودت میشی, با اعصاب ارومتر نسبت به پزشکی, ولی همون سختیه رو میکشی, حداقل این شناختی بوده که من توی دوره ی لیسانس از تو بدست آوردم. برای بقیه ی موراد,ـ مصل بیزینس داشتن یا رفتن جلوی دوربین, زیاد بهت مطمئن نیستمـ, چون تاحالا اصلا انجامشون ندادی و انقدر ترسویی که انجامشون ندی. از طرفی, تو تیزهوشان قبول شدی و رشته ی تجربی رو نصفه گذاشتی, من از این سبقه ی تو یکم میترسم, چون تو اونجا تسلیم ترس و اضطراب ها و نگرانی هات شدی. ولی خب, به جز اون, موقعیت های بیشماری هست که تونستی خودتو نجات بدیو خونسرد بمونی زیر فشار و استرس بالا. مثل کنکور سراسری, مثل ارشد. مثل همه ی وقتهای اندکی که نخونده بودی برای یه امتحانی ولی تصمیم گرفتی محکم و نترس بمونی تا امتحانه رو بدی و بعدش پس بیفتی, و بعد سر جلسه ی امتحان شجاعت بخرج دادی و جوری تقلب کردی که کسی نفهمید, یا اینکه خدا بهت رسوند. یا مثلا کنکور سراسری رو با اینکه هیچی براش نخونده بودی دو هفته مونده به کنکور نشستی بدون استرس روزی 5-6ساعت خوندی و جای خوب قبول شدی. من واقعا اونموقع میترسیدم که کنترلرو از دست بدی و کار احمقانه ای بکنی مثل تیزهوشانه. ولی اوکی بود و منو متعجب کردی. شایدم اونموقع توی تیزهوشانه خیلی جوون و بیتجربه بودی. 14-15 سالت که بیشتر نبود. دانش الانت رو نداشتی.
و من نمیخوام امیدوارت کنم واقعا. اصلا نمیخوام امیدوارت کنم. ممکنه فقط بشینی توی این ده سال درس بخونی, بدون هیچ کار کردنی. ممکنه به ویدیو هات نرسی, به کارکردنه نرسی. یعنی میگم گول اینکه همه کاریو باهم انجام میدم نزن خودتو. ممکنه حتی نتونی روانشناسی بخونی. اگه میتونی اینجوری پزشکی رو, at its core بپذیری, اونموقع واردش شو.
اگه توی خودت میبینی که میتونی از پسش بربیای, اونموقع واردش شو. اگه نه نشو.
نمیدونم, یا اینکه توی این یک سال و اندی باقی مونده باید واقعا روی خودم کارکنم که ازپسش بربیام اگه واقعا میخوایش. , و خب, یسری چیزا رو هم نباید فراموش کنی. اینکه مثلا تو نمیتونی تنهایی دووم بیاری, دوست پیدا کن. روابط اجتماعیت رو داشته باش حتما. سری پیش از شدت تنها بودن و نداشتن حمایت های اجتماعی و اینکه حتی مامان و بابات ارتباط نزدیکی نداشتن باهات و واقعا تنها مونده بودی به چنین فلاکتی افتادی.