من الگوم رو در روابط متوجه شدم. من فقط دور میشم. سکوت میکنم. ابراز نمیکنم. خشک مبشم. پس میکشم. چون منو اینجوری دوست داشتن. ابراز نمیکنم. چون از احساساتم مطمئن نیستم. احساسات ابراز شده رو باور نمیکنم، چون نمیتونم اعتماد کنم. ددی ایشوز و تراست ایشوز دارم. همیشه فاصله مو در ارتباط با ادما حفظ میکنم، تا اگه یوقت ولم کردن، زیر پام خالی نشه، به هیچ جام نباشه. فرونریزم. با ادما به مثابه چیزایی ک تو زندگی میان و میرن برخورد میکنم.
نمیدونم این خوبه یانه، ولی از نبود صمیمیت، با ادمایی که دویتشون دارم، ناراحتم، و ناراحتم میکنه.
But its just sth icant
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 20:49 توسط
|