unbelievable
unsane
blackswan
a beautiful mind
It's Kind of a Funny Story
2010 ‧ Romance/Drama ‧ 1h 41m
shutter island
unbelievable
unsane
blackswan
a beautiful mind
It's Kind of a Funny Story
2010 ‧ Romance/Drama ‧ 1h 41m
shutter island
There ain no other choice for me.
I want to prove them wrong.
Anf there aint no other choice for me, i want to overcome the place i live in, and the people i live around
یکی از بهترین جاهایی ک میتونستم باشم همینجاست. سکوت. آرامش. سرسبزی زیر پام. نزدیکتر به اسمون، دور از آدمها، و هیاهوشون، با کتابم، ارزو میکردم ای کاش همیشه توی کویر شهریور بود و از عصر با طلوع افتاب میبود، همیشه، همیشه، همیشه. صدای آدمها کمه. اینو میپسندم. کسی پیشم نییت. اینم میپسندم. هواخوبه اینو بیشتر میپسندم. هیچی اینجا وجود نداره که نسپندم!
In or during the process of
a change in your opinion or belief based on your observations or experiences.
A familial bond is a strong connection between family members.
to make someone worry or make them sad
:If you ask a person what they make of something, you want to know what their impression, opinion, or understanding of it is. Well, what did you make of her? [
to stay or move easily on or over the surface of a liquid, or to cause something to move in this way
Where in hell:
deserted
/dɪˈzəːtɪd/
adjective
• (of a place) empty of people.
beast
/biːst/
noun
• an animal, especially a large or dangerous four-footed one.
having no one or nothing that is as good, skillful, valuable, etc., as another person or thing. He is without equal at chess.
lug‧gage /ˈlʌɡɪdʒ/ noun [uncountable]
[Date: 1500-1600; Origin: ⇒ lug1 + -age (as in baggage)]
the cases, bags etc that you carry when you are travelling Synonym : baggage
In a difficult situation, usually of one's own making;
having no one or nothing that is as good, skillful, valuable, etc., as another person or thing. He is without equal at chess.
all told
phrase of all
• in total.
ill-mannered
adjective
• having bad manners; not behaving well in social situations.
temperamental
/ˌtɛmprəˈmɛntl/
adjective
• 1.
(of a person) liable to unreasonable changes of mood.
predicament
/prɪˈdɪkəm(ə)nt/
noun
• 1.
a difficult, unpleasant, or embarrassing situation.
To shed light on, throw light on, or cast light on something means to make it easier to understand, because more information is known about it
things that go bump in the night definition: 1. used to describe anything unknown that might be frightening, especially a noise
things that go bump in the night definition: 1. used to describe anything unknown that might be frightening, especially a noise
Vengeful: seeking to harm someone in return for a perceived injury.
تازه تو به راحتی میتونی تو این کلاسای اموزشگاه با این بچه ها بازیگری و داستان گویی و اینا تمرین کنی. من باید حتما، حتما حتما خودمو از راه درمان و هنر عرضه کنم و به یه سلبریتی تبدیل کنم، کار سختیه، ولی بنظرم این تنها چیزیه که امید دارم انجامش بدم و میتونه منو صبحا از خواب پاکنه
فکر میکنم اگه تنها یک چیز توی این دنیا وجود داشته باشه که نسبت بهش علاقمند باشم، و کل passionام توش جمع شده باشه، اینه که تو سریال عاشقانه های ترکی لیدینگ رل داشته باشم. میدونی چرا انگلیسی نه؟ چون انگلیسی ها فقط میخوان ببوسن و بکنن، میدونی چرا ایرانی نه؟ چون ایرانی ها هیچوقت اونقدر به هم نزدیک نمیشن، یعنی من به دلم نمیچسبه خودم، میدونی چرا ترکی؟ چون فرهنگ ایرانیو داره، ولی یخورده خوشگل تر، و تمایلشون به سمت مدرنیته ست، ولی نه اونقدر. پس باید زبونشونو یاد بگیرم، و باید زبون انگلیسی رو بشدت خوب بلد باشم، تا اگه یوقت خواستم برم ترکیه، شغلی داشته باشم، یا اگه پادکست خواستم درست کنم به بازار های جهانی راه داشته باشم، یا اگه خواستم کلا همینجا پولدار بشم و ترکیه، سریع بتونم از طریق این زبانه کاری بکنم. من دلم میخواد یه لیدر باشم، مثل همونی که الان دارم توی زبان لیدری میکنم و معلم هستم.میخوام اینفلوئنسر باشم. و باید ترکی هم بخونی.
باید بدن خوبی داشته باشی، پس باید خوب ورزش کنی و به تغذیه ت برسی، باید موهای خوبی داشته باشی پس از این به بعد حموم و روتین موها و کلاژن اینارو فراموش نکن. برای انگشتاتم اون تمرینا رو انجام بده، برای صورتتم اون تمرینا رو انجام بده.
همچنین، من میخوام یه روانشناس هم باشم. برای وجهه ی معنای کارم، من میخوام معنا دار باشم. ولی میخوام به طرزی روانشناسی و بازیگری و خوانندگی رو در هم ادغام کنم. میخوام هنردرمانی کنم، میخوام آثار اپیک درست کنم. میخوام شرکت در این باره داشته باشم، و هم کلینیک، کلینیک برای کارای درمانی جدی تر، و شرکت، برای اجتماع روانشناسا و روانپزشکا و فیلم سازا، برای ساختن آثار معنادار، تا بتونیم از درد و رنج انسانها کم کنیم. هرطور که شده و اینجوری کار کلینیک هام هم میگیره. و دیگه پادکستا و برنامه تلویزیونیا اینام احتمالا به امریکا اینا رواج پیدا کنه، و بعد ممکنه لایسنس اونجا رو هم بگیرم، یا سای دی شون.
خدایا شکرت، بخاطر اینکه تیپم خیلی خوبه.
خدایا شکرت که امروز هلثی ایتینگ داشتم.
خدایا شکرت بخاطر حس خوبی که انگشتر ها بهم میده
خدایا شکرت بخاطر اینکه بابا رو بالاخره اوردم توی کار روتین های پوستی
خدایا شکرت، بخاطر اینکه ذوق کردم واسه فردا که بچه ها رو ببینم و خوشبختانه مشکلم حل شد.
خدایا شکرت که کتابا رو اوردی سر راهم، books are by far better than ppl
خدایا شکرت، که این چندروز تونستم ۶۰درصد کتاب رو بخونم.
خدایا شکرت، بخاطر اینکه همه چی رواله. خدایا شکرت، بخاطر اینکه لباس نارنجیه بهم میاد.
خدایا شکرت، که اون فروشنده هه نتونست گولم بزنه.
خدایا شکرت، که امروز روز خلوت و خوبی بود،
مرسیییییییی:))
باید تنطیم هیجانات هم داشته باشم توی روز، یعنی یه بالانس بین اینکه یه هیجان بشدت بالا و اینتنس رو تجربه کنم، و ارامش رو تجربه کنم، مثلا وقتی یه روز پر هیجان رو توی کار با بچه ها داشتم، چیزی که میچسبه یه ریلکسیشن خیلی ارومه، هرچند دیگه دارم به بچه ها هم عادت میکنم وبرام دارن عادی میشن.
عجب مسافرتی اومدم، انگار که یادم نمیاد دیگه هیچی از زندگی گذشته م. میگن ادم جاشو عوض کنه انگار همه چیو عوض کرده عا. کلا عادتهای قدیمی میپره و به راحتی میتونی عادتهای جدید ایجاد کنی. باید اتاقمو بیارم بالا. و از نو بچینمش، باید فکر کنم هرکاریو کجا انجام بدم که کارام منظم تر باشه. باید فکر کنم چه کارایی دارم انجام بدم که اینجوری باشه: ببین ورزش دارم، مطالعه برای ارشد دارم، مطالعه ی کتاب دارم،