یلحظه یه چیز خنده دار مسخره ای یادم اومد🤣
من ۲۲ سالمه. یعنی پزشکی هم حتی اگه بخونم باز خیلی جوونم، یعنی انگار مثلا از ۱۹ سالگی اینا شروع کردم. یعنی واقعا هیچی از دست ندادم
فردا میرم تو کارش،
نمیدونم چرا سنم یادم رفته بود، فکر میکردم پیر تر از اینا باشم.
از فردا دیگه میرم تو کارش و شکستش میدم
دلیل اینکه الان اینجا اومدم این بودش که مرتضوی بهم گفت چرا نخوندی تو که بخون بودی
و من واقعا احساس غم کردم، از اینکه اون فکر میکرد من میتونم و didnt live up to my potential
از فردا دیگه یه فرصت یه هفته ای برای خودم قرارمیدم، که جمع بندی کنم دوسه تا درسارو، حداقل یه بار خونده باشم.
من الان خیلی هیجان زده ام واقعا. خیلی هیجان زده ام که ۴۰ نفر پرسشنامه م رو پر کردن.
ولی باید احساساتمو کنترل کنم. چون هنوز چیزی مشخص نیست. باید خودمو ترین بدم که بعد از قطعی شدن نتیجه احساساتمو بروز بدم یا شادی کنم، یا بهشون تن بدم، یا کلا جوگیرشون بشم
بیا واقع بین باشیم. باید بخوابی الان. سعی کن فقط ریلکس کنی و dont care
فکر میکنی دیگه بخاطر چی هیجان زده ای؟
بخاطر اینکه ۵ساعت نشستم پای پرسشنامه م و تمومش گردم.
بخاطر اینکه هیجانمو نسبت به اوزاک شهیر از دست دادم.
بخاطر اینکه با کلی ادم صحبت کردم بخاطر پرسشنامه م، و باتوجه به اینکه ۴۰ نفر پرش کردن، بنظرم دوستم داشتن:)، اکثر هیجانم بخاطر اینه.
بخاطر اینکه با عاطفه جان صحبت کردم و مجبور شدم که خودمو خیلی با انرژی و اینا نشون بدم
بخاطر اینکه داشتم تا همین الان با دوستم چت میکردم
و، دلیل اصلی دومش بخاطر اینه که اوزاک شهیر رو داشتم میدیدم، و امروز روز پخش بود. فراگمانشم خیلی گوگولی بود.گوگولی لوس بود، ولی گوگولی بود.
همچنان، جیهان قبل رو نمیتونم پیدا کنم، ولی داره سعی میکنه که به قبلش برگرده. یا نمیدونم، شاید قبلا اش یه گاردی داشت، الان گارده داره میفته. شاید من درشناخت احساسات اشتباه کردم.
ولی واقعا جیهان رید. بدجورم رید. یجوری ریده که جمع نمیشه. با حاملگی مینه تقصیر خودشم هست واقعا. من نمیتونم به مینه حس بدی داشته باشم.
انی ویز. فردا روز خوبی درانتظارمونه عزیزم. در حال زندگی کن، و یه هفته بهت فرصت میدم خودت رو به امتحانا برسونی، امتحانا از فیزیوی یک، و اناتومی یک هست. میخوایم در طی ۶ هفته، ۶ جلد کتابه رو تموم کنیم. Haydi bakalım