حقیقتش من دیگه ناراحت نمیشم. به دل نمیگیرم. فقط میگم چشم و رد میشم و کار خودمو میکنم. تو وقتی با ادما بحث میکنی که امید به متقاعد کردنشون داری. یا عوض کردنون, یا براشون اهمیت قائلی.

ولی میدونی, این زندگی هیچ سورس لذتی برای ما نداشته به جز همون فیلما که میدیدم. و خب همونم که فعلا حالت کاتش هستیم. فعلاع تا اینحای کار. و بهم بدهکار هم نیست از این لحاظ. اینو بهت بگم. هرچی لذت کمتر, بهتر, جنگجوتر میشی. من هیچ فضیلتی توی راحتی و ریلکسی ندیدم. یعنی هیچ معنی ای پیدانکردم. پوچی دیدم