اوکی. اخر شبه. نیاز دارم یکی دوستم داشته باشه. نیاز دارم که طبقه ی پایین باشم الان. نمیدونم احساس ارامش بیشتری دارم. اینجوری خیلی تو حلق خونواده مم و اونجوری فکر میکنم فاصله ی مناسب رو دارین باهم. صدای شر شر بارونه فکر میکنم، شر سر که نه، نم نم.

ولی به این احسایت اجازه ی بروز میدم، فقط برای یه ربع. واقعا؟ سیریسلی؟ میخوای غمگین باشی برای اینکه کسی تورو دوست نداره؟ میخوای بدونی من واقعا چه فکری درمورد تو میکنم؟

این فکرو که تو واقعا کسایی رو داری که دوستت دارن. تو اینهمه دوست دادی و بین همه شون محبوبی، تو خواهرایی رو دادی که دوستت دارن. تو شاگردایی رو داری که دوستت دارن واقعا‌ تو داری در حق خودت کم لطفی میکنی.

اینهمه ادم به تو میگن خوشگل شدی. تو هنوز باور نمیکنی که خوشگلی تو یه مشکلی با شخص من، با یکم بزرگ بودن دماغم داری. که من نمیخوام تغییرش بدم چون بنظرم همینجوری خوبه و بخاطر همچین چیزای بچگونه ای بدنی که همینجوریشم ضعیف هست رو زیر تیغ جراحی نمیبرم. ببین به چه خوبی نفس میکشی؟ خوبه دیگه.

تو مشکلت اینه که نیمه ی خالی لیوان رو میبین، اره من با کسی توی رابطه نیستم. اره من یه بازیگر یا شخصیت معروفی نیستم. ولی همینم که هستم. اتفاقا اندازه ی خودم خوبم، و مردم باید از خداشونم باشه که با کسی مثل من برن توی رابطه.

دختر به این خوبی. تو پیپل پلیزر بشدت حساسی هستی که احساس کمبود میکنه، چون فقط یه مرد ندیدتش. گور بابای بابات عزیزم، گور بابای بابات. با اینهمه لوس بازیات مغز منو خوردی.

نه من غم و غصه داری نمیکنم برای اینکه دوست داشته نمیشم. اتفاقا خیلی ادما دوستم دارن. حتی خودمم خودمو دوست دارم که به تغذیه م اهمیت میدم. به ورزشم اهمیت میدم، ولی خب الان پریودم. و به درست کارکردن زندگیم سعی میکنم اهمیت بیشتری بدم.

So yeah