برای یکلحظه استرس اینو گرفتم که توی هیچکدوم از دوتا ازمون ارشد قبول نشم.
بعدش تصمیم گرفتم فقط روی نوشته های کتاب و اونچه که بهم میگن متمرکز بشم.
من از چاه بیرونت میارم فاطمه، فقط اعتماد کن بهم.
+گاهی فکر میکنم اگه رودروایسیت با بابا نبود که جایی قبول نشی، چی میخواست تورو از این زندگی فاکیت نجات بده.
الان وقت این فکرها و احساسات نیست فاطمه، الان سرکارم. پول و وقت مردم حروم میشه. اخرشب رسیدگی میکنیم بهش
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 17:23 توسط
|