فاطمه پس اینهمه آدم چیکار میکنن؟؟ همه بدبختی میکشن؟ تو چرا روانشناسی رو انتخاب کردی؟

دارم عقلم رو از دست خودم از دست میدم. من یک دیوانگی درون دارم. احساس میکنم نیرو و قدرت خودم برای بیرون اومدن زا این چاه کافی نیست. و خودم توی خودم پیچیدم و گم شدم. از فکر یه رشته ی دیگه. از اینکه من جای دیگه به غیر از روانشناسی دووم نمیارم.

اینکه تو beat me out of me نمیکنی حخالم به هم میخوره. جدی واقعا حالم به هم میخوره. و واقعا, من نمیدونم, هرجا بری, باید خیلی تلاش داشته باشی تا روحت آروم بگیره

says the one who casually does nothing just for peace

نمیدونم شاید تو یه مقطعی تصمیم گرفتم دیگه نباشم.

مواظب حرفایی که از دهنت درمیاد باش. حداقل خودت این چیزا رو واسه خودت نگو.

من نمیتونم اینجوری به زندگیم ادامه بدم, هیچکاری نکردهن, هیچکاری نمیکنه. من دوست دارم خودمو پر تلاش و کاری ببینم. منتها زیر فشار کم میارم. به اندازه ی کافی رزیلینت نیستم. بریک داون میکنم

جدا حالم داره از این وضعیت به هم میخوره.

فاطمه, فکر پزشکیو حذف کن اصلا. جدی حذفش کن. فقط روی روانشناسی تمرکز کن, من تصمیم گرفتم برم دنبال رویاهام و یه زندگی با ارامش و huzurlu داشته باشم

ازت متنفرم