میدونی وقتی مدت زیادی سکوت داشتی و روی حالت فوکس مود بودی, از بقیه ی ماجرا دیگه باید با boring بودنش کنار بیای.
دوم اینکه, فقط انجامش بده, و اینطوری باش که you own it همین. و تو میدونی چطروی اینجوری باشی, نه فقط با تظاهر, بلکه با بودنش.
دارم چیزایی مینویسم که صد سال بعد خودمم منظور خودمو نخوام فهمید
و الگو گیزی, همین دوتا مایندستت باشه بنظرم کافیه.
یکی دیگه از مایل استون هایی که باید رد کنی میدونی چیه؟
اینکه بتونی با همه به لهجه ت حرف بزنی. حداقل, نمیگم با هرکی تازه بهش رسیدی, با همه ی دوستایی که الان اینجا پیشت هستن توی کلاس. این واقعا برای من کار سختیه, عین نشون دادن خودمه, ( حالا انگار تا الان خودمو بهشون نشون ندادم) عین فروریختن یک دیوار دفاعیه, عین راحت بودنه, عین برداستن عیان یک نقابه. ولی الان, بنظرم توی عمرم نزدیک ترین نقطه ست بهم برای انجام این کار.