خیلی خلاصه طور بگم

دوست دارم زندگی عادیم با هبیتهام دو ادامه بدم و نظم داشته باشم.

دوست دارم تو یه جایی مقل شهر خودمون زندگی کنم، که خلوت باشه، نهایتش مثل کاشون، اینجوری شلوغ باشه، نه که مثل مشهد، دیوانه وار باشه.

از هیچی ابن مسافرت راضی نیستم جز اب و هواش. واقعا آب و هواش خیلی خوبه. و خونواده م، کی میدونه سال دیگه هرکدوممون کجا باشییم و چطور باشیم و مرده باشیم یا زنده.

گاهی احساس گناه میکنم از اینکه انقدر سر به سر اعتقادات مامان میذارم، خب اونم سربه سر مال من میذاره.

دوست دارم یجا ساکن باشم، از اینکه هی حرکت کنم خوشم نمیاد، مگه اینکه به مردم اون منطقه برتری داشته باشم.

تاحالا اینجوری توی پریود درد نداشتم و سگم، سگِ سگ.

یادم نیس دیگه چی میخواستم بگم.

خیلی درد دارم خیلی