مقدمه
افزایش تولید هدف همیشگی مدیریت بوده است. در تمام زمانها متفکرانی وجود داشته اند که کار را مورد بررسی و مطالعه قرار داده تا شرایط کاری انسانها را بهبود ببخشند و کارایی و تولید آنها را نیز بالا ببرند.
مدیریت علمی
فردریک وینسلو تیلور (۱۹۱۵-۱۸۵۶) مشاور و مهندس آمریکایی نظامی را بنا نهاد که مدیریت علمی خوانده میشد و آن نوعی مهندسی صنعتی بود که چارچوبهای کار را سازماندهی میکرد. بخشی از مدیریت علمی در پاسخ به نیاز افزایش تولید جهت رفع تقاضاهای رو به رشد بازار ایجاد شد. در قرن ۱۹ به خصوص در امریکا مهارت کار وابسته به گسترش صنعت بود و تنها راه افزایش تولید بالا بردن کارایی کارگران به نظر میرسید بنابراین فعالیتهای زیادی باید در این حوزه صورت می پذیرفت. فردریک وینسلو تیلور هنری گانت و فرانک ولیلیان گیلبرت بدنه اصولی که به عنوان نظریه مدیریت علمی شناخته میشود را بنا نهادند.
اهمیت تیلور به عنوان رهبر این جنبش که در مطالعاتی در سطح جهانی برروی آن انجام شد، برنامه های قدم به قدم و مطالعات حرکت و زمان برای آن اجرا شد را در سیر تاریخ باید دنبال کرد. تیلور یک مهندس با تجربه بود که به ماشینها علاقمند بود و دانش خوبی درباره آنها داشت او میخواست بیشترین استفاده را از ماشینهایی که افراد کارا و مؤثر را برای کار کردن با آنها انتخاب کرده بود به کار ببرد. تیلور (۱۹۲۶) این گونه اظهار داشت که ما میتوانیم نظاره گر این باشیم که جنگلهایمان نابود میشود منابع آب روبه کاهش میگذرد خاک ما به وسیله سیل شسته شده و به دریا میریزد اما هدر رفتن تلاش انسانها کمتر
به چشم میآید کمتر قابل لمس است و خیلی اندک و مبهم از تلاش آنها قدردانی میشود. مدیریت علمی که) تیلوریسم یا نظام تیلور نیز نامیده میشود یک نظریه مدیریتی است که جریان کار را با هدف بهبود ،تولید تجزیه و تحلیل و طبقه بندی میکند ایده اصلی این نظریه در دهه ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ شکل گرفت و اولین بار در تک نگاریهای تیلور با عناوین مدیریت خرید (۱۹۰۵) و اصل مدیریت علمی (۱۹۱۱) به چاپ رسید. او قصد داشت تا با بررسی مردمی که عملاً مشغول به کار بودند راه کارهایی برای از بین رفتن کارایی بیاید و این راهکارها با مطالعه تجارت و شغل به عنوان یک مسئله علمی پیدا کردن ،قوانین اصول و چارچوبهایی برای آن میسر میشد هدف مدیریت باید رسیدن به بالاترین و بهترین نقطه در هر شاخه ای از تجارت باشد. مشاهدات او از یک سازمان نشان داد که کارگران در هر طبقه ای جزئیات کار را از افراد با تجربه تر و حرفه ای تر یاد میگیرند در حالی که بسیاری از افراد باتجربه خود از یک نمونه اصلی تقلید میکنند اغلب آگاهانه یا ناآگاهانه بسیاری از حرکات را به صورت اشتباه و یا غیر لازم انجام میدهند که بعضی از آنها در طولانی مدت برای کارگران مضر است یا ممکن است مانع بیشترین بازده آنها شود. تیلور همچنین اشاره میکند که روشهای بهتر ممکن است وجود داشته باشد و تنها یک راه برای کشف آنها وجود دارد و آن تجزیه و تحلیل دقیق تمام روشها و به کار بردن آنها به طور علمی همراه با حرکات دقیق و لحظه ای و مطالعات زمان میباشد
مطالعه بررسی زمان
برای تعیین بهترین راه برای انجام یک شغل به طور علمی تیلور آزمایشاتی انجام داد که «مطالعات زمان خوانده میشد این مطالعات با استفاده از یک مراقب ثابت که زمان حرکات کارگر را در دست دارد و با هدف تعیین بهترین راه برای انجام یک شغل صورت گرفت
مطالعات ساخت چدن خام آزمایشات تیلور در خصوص ساخت چدن خام اکنون مطالعات کلاسیک به شمار می آید تیلور کارگرانی را که به سمت چدنهای خام حرکت میکردند با دقت تماشا میکرد و حرکات آنها را در مواقعی می ایستادند قطعه ای را بر میداشتند چند قدم به سمت کامیون حرکت میکردند قطعه ای در کامیون میگذاشتند و به توده (مخزن) چدنها باز میگشتند را زیر نظر داشت این چرخه دوباره و دوباره تکرار شد هر مرد میتوانست در حدود ۱۲٫۵ تن در هر روز جابه جا کند. تیلور سپس ۷۵ مرد را که از لحاظ بدنی قوی تر به نظر میرسیدند انتخاب کرد او آنها را با وعده افزایش دستمزد ترغیب کرد تا آنچه را که مورد نظر اوست انجام دهند بنابراین تمام روز هنگامی که به آنها گفته میشد قطعات چدن خام را بردارند بر میداشتند و هنگامی که گفته میشد استراحت کنند همان کار را انجام می دادند تا ساعت ۵٫۵ بعد از ظهر بعضی از آنها تا ۴۷/۵ تن را جابه جا کردند همه کارگرها نمی توانستند تا ۴۷٫۵ تن را هر روز جابه جا کنند تنها یک هشتم کارگرها قادر بودند این کار را انجام دهند. این افراد انسانهای خارق العاده نبودند که مورد تحسین جامعه واقع شوند بلکه تنها قدرت بدنی آنها مناسب جابه جا کردن قطعات چدن خام بود این مثال نشان میدهد که کارگران باید براساس شایستگی آنها برای انجام یک شغل خاص انتخاب شوند.
دانش استفاده از بیل تیلور در گام بعدی توجه خود را به ابزارها معطوف کرد. او دریافت که وزن بیلهایی که مورد استفاده قرار میگیرد متفاوت است اما با کاری که قرار است با آن انجام شود ارتباطی ندارد. دوباره تیلور تعدادی کارگر خوب را انتخاب کرد به آنها مقدار بیشتری پول پرداخت کرد، سپس مدت زمانی که طول میکشد تا یک کارگر با یک نوع مناسب بیل بیل را در زیر خروار مواد فرو کرده و سپس ا آن را بیرون کشیده و خالی کند را اندازه گرفت تیلور دریافت که حداکثر وزنی که یک کارگر با یک بیل قادر به جابه جا
کردن آن است ۲۱ پوند میباشد از آنجایی که مواد با گستره متفاوتی از چگالی سختی وجود دارد، نیاز است تا بیل ها با سایز مناسب انتخاب شوند طوری که بتوانند ۲۱ پوند از مواد را جابه جا کنند. بنابراین کارخانه ها باید بهترین بیلها را فراهم کنند. این نتایج ۳ تا ۴ برابر کارایی کارگران را افزایش .داد قبل از مطالعات کارگران بیل های خود را استفاده میکردند و به فکر بهترین نوع بیل برای انجام کار خود نبودند. نتیجه این که تعداد کارگران مورد نیاز کاهش یافت و این کار موجب صرف هزینه های کمتر برای کارخانه شد و حقوق هر کارگر در این بین نیز افزایش یافت
بررسی حرکت
گیلبرت شروع به مطالعه سیستماتیک حرکات کرد. او این مطلب را در کتاب خودش این گونه معرفی کرد بررسی حرکت در این کتاب آمده است اما آغاز آن به زمانی بر میگردد که این مطالعه بر روشهای با بررسی و تحقیق قیمت تولید را کاهش و کارایی و دست مزد کارگران را افزایش داد.... برای اینکه به طور صد درصد این روش به موفقیت بیانجامد (الف) نیروی کار باید با تجارت و بازرگانی آشنا باشد. (ب) باید حرکات سریعی داشته باشد. (ج) باید کمترین حرکات را برای رسیدن به نتیجه دلخواه انجام دهد. گیلبرت در اسپریگل و مییرز ۱۹۵۳۳). فرانک گیلبرت میگوید: «بررسی حرکت تقسیم کار به اساسی ترین عنصر ممکن است بررسی این عناصر به طور جداگانه و در ارتباط با یکدیگر و از این عناصر مورد مطالعه روشهایی را بتوان استخراج کرد که کمترین هدر رفتگی و اتلاف را در پی داشته باشد.»
نکته ها
بررسی دقیق فرانک گیلبرت و همسرش دکتر لیلیان گیلبرت حرکات مختلف اعضای بدن یک بنا را مورد بررسی قرار داده و آن را به حرکات عمده ای تقسیم کردند. این حرکات شامل: جستجو ۲ یافتن ۳ انتخاب کردن . برداشتن .۵ جابه جایی ۶ مکان یابی ۷ قرار دادن ۸ سر هم کردن ه استفاده کردن ۱۰ بررسی ۱۱ جداکردن ۱۲ خالی کردن ۱۳ جابه جا کردن ظرف خالی ۱۴، خستگی در کردن ۱۵. کمی تأخیر ناخواسته ۱۶ تأخیر با آگاهی ۱۷ تصمیم گیری ۱۸ اجرا کردن
بنایی فرانک گیلبرت با تنظیم داریستها جهت جلوگیری از افتادن ،کارگرها، به وسیله تنظیم ظرف ملاط و کپه آجرها و جدا کردن آجرها و دسته بندی کردن آنها و غیره حرکات را از ۱۵ حرکت به ۸ حرکت کاهش داد. سپس او بناها را آموزش داد تا در آن واحد با هر دو دست کار کنند و به آنها حرکاتی را یاد داد تا بر خستگی غلبه کرده و در زمان صرفه جویی کنند نتیجه این شد که کارگران آموزش دیده توانستند ۳۵۰ آجر را در مقابل ۱۲۰ آجری که قبلاً کار کردند توانستند روی هم بگذارند. گیلبرت کار را به یکسری
اعمال و حرکات ابتدایی تقسیم کرد و برای هر کدام از آنها زمان خاصی را در نظر گرفت و حرکاتی را که هدف مفیدی در پی نداشتند را به خاطر سپرد و حذف کرد گیلبرت کارگران مختلف را مقایسه کرد نه تنها از نظر زمانی که برای انجام یک کار صرف میکنند بلکه زمانی که هر حرکت برای کار کلی نیاز داشت را مورد بررسی قرار داد. او مشاهده کرد که تفاوتهای فردی زیادی وجود دارد بنابراین او این اندیشه را برگزید که هر حرکت هنگامی که با حرکت دیگر ترکیب طی شود احتیاج به کوتاه ترین زمان دارد. خانم گیلبرت بررسی حرکت را این گونه توصیف میکند
(الف) فلسفه کار تا آنجا که علاقه مند به جستجو دلایل مؤثر بودن کار باشید تولید به تنهایی نمی تواند ملاک واقع شود باید به طرحها و مواد خام و همچنین به استفاده نهایی نیز توجه شود. (ب) نگرش و عقیده، از آنجایی که همه فعالیت ها ترکیبی از حرکات ،است باید مؤثر و کارا باشد
و کار باید تولید رضایت کند. (ج) تکنیک و روش به عبارت دیگر چگونگی انجام کار به بهترین روش ممکن بررسی زمان و حرکت اساساً با موارد زیر سروکار دارد: ۱ جزئیات فرآیندهای خارجی برای فعالیت واقعی که عبارتند از: (الف) ابزار و مواد مورد استفاده که باید به دقت آماده و در جای مناسب قرار گیرد.
(ب) منظم بودن انبارها و منابع (ج) ترتیب از آغاز تا پایان که باید در حداقل زمان ممکن انجام شود. ۲ حرکاتی که به وسیله کارگران اجرا میشود به موادی که آنها سروکار دارند بستگی دارد. بررسی حرکات به عنوان یک سیستم کلی به آن توجه میشود به طور قطع روان شناسی شکل گیری عادات است.
اصول اقتصادی حرکت
ا حرکات متقارن حرکات دو دست وقتی که متقارن باشند ساده هستند کارشناسان حرکت میتوانند روی آن مانور داده و از حرکات متقارن یا موازی هرجا امکان داشته باشد استفاده کنند. .۲ مکان مورد نیاز برای کار شخص باید تمام ابزارها و لوازم مورد نیاز برای تولید و همچنین محدوده معین و قابل دسترسی را در اختیار داشته باشد به طوری که به کمترین حرکت نیاز داشته باشد. آهنگ (چرخه) آهنگ در الگو برداری و ترکیب حرکات تا تبدیل شدن به یک توالی رفتاری بسیار مهم است کار باید طوری تنظیم شود که با آهنگ (چرخه طبیعی هماهنگ باشد. .. توزیع مقدار انرژی و حرکت که برای قسمتهای مختلف بدن در نظر گرفته میشود باید متناسب با قدرت و توانایی آن عضو از بدن باشد. حرکات چرخهای تکراری) میدانیم که حرکات تکراری خیلی آسان با دستها انجام میشود این امر هنگامی که توالی کارها را برنامه ریزی میکنیم باید مدنظر قرار دهیم.
بنابراین مدیریت علمی شامل:
(الف) تجزیه و تحلیل علمی همه کارهایی که به منظور هرچه بهتر شدن وضعیت و محیط کار مورد
نیاز است.
(<) (ج) جدا کردن برنامه ریزی از اجرای کار
(ب) طراحی مشاغل به وسیله مدیران به منظور رسیدن به تقسیم بندی تکنیکی کار بر اساس بخش بندی (ز) استفاده از سیستمهای پرداختی تشویق کننده هم برای متعادل کردن و هم برای تقویت کردن و شدت بخشیدن به سعی و تلاش کارگران (ح) هدایت و رهبری رابطه بین کارگر کارفرما بر اساس مدل تعامل کمینه (دیویس، ۱۹۶۶ و ليتلر، ۱۹۸۲).
پیشرفته مشاغل
تقلیل یا کاهش مهارتهای مورد نیاز و زمان مورد نیاز برای آموزش شغلی به حداقل (هـ) کاهش موادی که برای کاربران مورد نیاز است و جداسازی کارهای غیر مستقیم و غیر ضروری
از کارهای مستقیم و تولیدی
(و) استفاده از ابزارهایی نظیر بررسی زمان و سیستمهای بازبینی برای هماهنگی بخشهای جدا
از هم و کارگران بی تجربه
تعداد قابل توجهی از شرکتها نشان دادند که تمرین طراحی شغل در تولید با کاهش زمان تولید و در نتیجه کاهش قیمت تولید رهبری می.شود مقیاسهای طراحی شغل شامل تخصصی کردن مهارت ها کاهش مهارتهای مورد نیاز کاهش زمان ،آموزش بیشترین میزان تکرار و به طور کلی محدود کردن کارها در یک شغل و کم کردن تنوع کارها در آن شغل میشد. شواهد همچنان ادعای براورمن (۱۹۷۴) که مدیریت علمی و کمبود مهارتهای همراه با آن بیشتر سیطره خواهد یافت و بخش قابل توجهی از دنیای کار را پوشش خواهد داد را حمایت میکردند. امروزه ما تأثیر ادامه دار مدیریت علمی را به عنوان بازتابی از فرضیه های روان شناسان که بین مدیران در سطح اجرایی سرگردان است را مشاهده میکنیم
مفروضه های روان شناسان درباره مدیریت علمی در اصول مدیریت علمی (۱۹۱۱) به وسیله مفهوم سهل انگاری به بهترین شکل توصیف می.شود در اصطلاحات تیلور سهل انگاری «غریزه طبیعی بشر و تمایل او به آسان گرفتن کارها است وقتی که این حس با علائق اقتصادی اشخاص و شکست مدیران در طراحی تخصیص و پاداش کارها بر پایه علمی ترکیب میشود منجر به این میشود که کارگران باهم جمع شوند و جهت پایین آوردن تولید دست به یکی کنند آنها این کار را برای بالا بردن دست مزدهایشان انجام میدهند بدون اینکه به مدیران اجازه دهند کار را بیشتر و سخت تر کنند. این یک عمل بد و
ناکارآمد است و از یک پدیده طبیعی که از اجتماعی بودن بشر نتیجه میشود به وجود می آید. اگر مدیریت به طور مستقیم با هر فرد در ارتباط باشد و نیاز و علاقه شخصی او را برآورده کند نتیجه این خواهد شد که کاملترین همکاری به وجود میآید این امر مستلزم درک کامل طبیعت انسان است. ارزیابی مدیریت علمی ارزیابی تأثیرات مدیریت علمی متفاوت است بدعت های طویل و خسته کننده استانداردهایی برای تمرینهای کاری میشوند مثلا اندیشه هماهنگ کردن جریان تولید که بر خط تولید انبوه فورد تأثیر گذاشت ایتکن ۱۹۸۵ صفحات ۲۹-۲۸)
آماده می سازد. مدیریت علمی سهم مهم و طولانی در رشد مدیریت مدرن داشته است. این مسئله به ایجاد اصول مدیریتی جدید کمک کرده است اصول کارایی مدیریتی میتواند بدون تعصب جهانی و قانونمند باشد (رز ۱۹۸۸، ص ۳۴ ایده اصول علمی جنبه بنیادی در مدیریت صنعت دارد و میتواند به روند قانونی مدیریت مرتبط باشد داوسون و پالمر ۱۹۹۵؛ و گوسیل و پالمر (۱۹۹۳ صفحات ۵۳-۴۵) مطالعه کار برای وضع و بنیان نهادن قوانین جهت اجرا و عملکرد مورد انتظار تعاریف شغلی استاندارد و تقسیم بندی نظام مند کار و مسئولیت به کار میرود. این قوانین به وسیله سیستم دقیق موارد ثبت شده حمایت میشود که به آنها ثبات اجرایی میدهد به قوانین رسمی، وجهه قانونی میدهد و تصمیمات مدیران و مهندسان را برای بازبینی و ارزیابی علمی سیستمهای تشویقی پرداخت فردی برای تشویق کارگران جهت سازگار شدن خود با استانداردهای دقیق و پیچیده طراحی میشود مدیریت علمی، منطق رسمی را به فرآیند مدیریت معرفی کرد. این مسئله مدیریت را قابل تدریس و یاددهی کرد. نوشته ها و اصول مدیریتی اکنون به وسیله مطالعه و آزمایش قابل تشخیص و تمایز هستند چنان که افراد میتوانند موقعیتهای مدیریتی را به دست آوردند همچنین این گونه به نظر میرسد که جنگ بین عقاید میتواند با بررسیه ای منطقی و عقلانی حل شود. بعضی از نویسندگان ادعا میکنند که تیلور با اتحاد و یکپارچگی مخالف بود همان گونه که همراهان بی منطق و بی اخلاق او مسئول سیستم سهل انگاری هستند گناهی که در مقابل تولید و کارایی می ایستد. تیلور روان شناس نبود منظور او از سهل انگاری سیستماتیک با درکی از پویایی گروه به وجود آمد. تیلور نه تنها مفهوم فشارهای گروهی را درک میکرد بلکه حمایت خود را از اتحادیه های تجاری و بازرگانی بیان کرد و پیشنهاد کرد که اتحادیه ها با مهندسین ویژه قراردادی داشته باشند ) نیلند (۱۹۹۶) ایده تیلور به وسیله چمپی و همر (۱۹۹۳) که ایده شان «مهندسی دوباره شرکت بود تأکید شد. این نویسندگان در مطالعاتشان از اندازه گیری و سنجش و تعیین فرآیند کلیدی جهت هرچه مؤثر
و مثمر ثمرتر کردن کادرها حمایت میکردند