مای ایند ایز مسینگ وید می. مغزم داره باهام بازی میکنه. داره تریک روم اجرا میکنه. من هیچ روش مقابله ای بلد نیستم. انقدر مغزم فعاله و خسته نمیشم که بزور خودمو خسته جلوه میدم و بهش میگم بخواب. من باید مدام کاری انجام بدم و کاش این یک مونترا بود. اما نیست. دقیقا چنین حسی دارم. مغزم خسته نمیشه. و اگه بخوام خودم باشم که هروقت خوابم اومد بخوابم و هروقت خسته بودم بخوابم, باید بگم تعداد انگشت شماری تاحالا بیشتر توی زندگیم اونقدرهاخسته نبودم. معمولا نیم ساعت خواب بسمه. اونجا که ایلان ماسک میگه, اوه, باور کنید اینکه من نیستید یه بلسینگه. آدمای زیادی نمیتونن من باشن چون من میدونم توی ذهنم چخبره, من دقیقا احساسش میکنم .و به قضاوتهای تو درمورد خودم و اینکه خیلی دارم فیز و افاده میام اهمیت نمیدم. چون این واقعا همنجوریه که احساس میکنم. مغزم خیلی فعاله.
اون گوشی لعنتیو بذار کنار, کور شدم
میدونی من کارهامو انجا میدم. اما هیچ چیز نیست که برای استراحت بهش پناه ببرم. نه چیز خوردنی خیلی خوشمزه ای. نه کار خاصی. فقط گوشی . فقط گوشی و گوشی هیچ چیز خاصی نداره. هیچ شخص خاصی توش نیست. من هیچکیو دوست ندارم. عاشق هیچکی نیستم. من احساس تنهایی میکنم. احساس خلا میکنم توی زندگیم .بهنظرم باید یادبگیرم از طریق هنر این خلا رو آشکار کنم و احساساتمو فریاد بزنم. اگه حسی داشته باشم. میگم که. من یه خلا بزرگم