بهنظرم هیچی تو ارتباط با دیگران نیست. یعنی ارتباط با دیگران انقدرم شسته رفته نیستش که توی فیلمها نشون میدن!یکی که کاملا پرفکت باشه, یا درت کنه یا همچین چیزی, اگه هم باشه تقریبا برای دوسال دیگه بیشتر نمیمونه, براهمینه که من به دوتسی اعتقاد دارم, ولی به ازدواج اعتقاد ندارم. و این یه چیز کاملا طبیعی ایه. درسته, ممکنه آدمها بتونن مدت زمان طولانی ای باهم بسازن, ولی خب, اینکه بخوایم به بند و زنجیرشون بکشیم تا اینکارو بکنن؟ فکر نمیکنم زیاد درست باشه!
و نبایدواقعا منتظر کسی باشی تا احساس خوبی در تو بوجود بیاره. اونی باش که دوستش داری. تو دیقا میدونی چیو دوست داری. به همون بچسب و تا نگرفتی ولش نکن. من میخوام تخصص روانپزشکی و psy.dام رو قطعا توی آمریکا بخونم.پزشکی احتمالا نشه, و خب بهتر! راحتتره برای خودمم. ولی اوندوتا رو میخوام تو مک گیل و مونتریل و اینا بخونم دیگه, ببندم برای اونا!
هر اتفاقی بیفته, اینا رو بهخاطر داشته باش فاطمه. من درسته با خودم تو مجادله باشم و بهم سخت بگذره و هار تایم داشته باشم, اما این دلیل نمیشه به دیگران اازه بدم بهم نفوذ کنن و یا بهم بگن راحت بگیر یا هرچی. من تنظیماتم خوبه, پس لطفا بهش دست نزن. فقط, با تحقیق و پژوهش درون خودم تغییر ایجاد میکنم. اوکی؟ و راه رو برای نفوذ باز میذارم
و, اوه! اصن برای این اومده بودم, ![]()
فارغ از اون چیزای اخلاقی و روانی که ممکنه باهم نسازید, ممکنهتوی رابطه ی جنسیتونم به هم نسازید. که این دیگه اصن, اوه شتی هست بای خودش. خودت بهتر از هرکس دیگه ای یتونی خودتو تحریک کنی, آر یو کیدینگ می؟ چجوری میتونی انتظار داشته باشی شخص دیگه ه از قضا زنم نیست مرد هست, بفهمه.
واقعا روابط با دیگران خیلی مسد آپ و فادآپه.ودرسته, ممنه به این ترسناکی ای ه میگم نباشه, ولی احساس یکنم این رویه ی تربیتی پدر و مادرم یکم زیادی منو واقع گرا کرده در اینجور مسائل.
و خب درسته زیادی واقعگراهم خوب نیست.
بات انی ویز