دوستام خیلی دوستانه تر از من هستند. بهطور دقیقتر اینو امروز متوجه شدم. یعنی که مثلا، ما خیلی درمقابل ادمهای غریبه نچسب تریم! کلا خونوادگی. متوجه شوم اونا نسبت به من توانایی کنار اومدن و کوتاه اومدن بیشتری دارن در روابط و بهخاطر همینه باهم سازگارن.من؟ نه اصلا، اصلا اصلا، متوجه شدم که بشدتتتت خودخواهم و خود دوستم و حق به جانبم، و همه چیو برای خودم میخوام. ولی اونا؟ کلا اصلا احساس میکنم درجه احساس اعتماد به آدمهای اطرافشون دوسه درجه از من بالاتره.ولی، کم کم دارم یاد میگیرم. که چجوری به ادمها نگاه کنم. دارم توی این اجتماع رشد میکنم، به حدی که دارم این رشد رو احساسش میکنم. ولی مطالعه هام بهم کمک میکنه ها، چون حتی اگه ساعتها به رفتارشون نگاه کنم چیزی دستگیرم نمیشه، چون نمیتونم هیچجوره رفتارشون رو بیان و توصیف کنم. به کلمات نیاز دارم و در ابراز این توصیف ناتوانم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ ساعت 18:30 توسط
|