خیلی وقتها پیش میاد که آدمهای مختلفی از من راجع به حس خوبی که به خودشون ندارن سئوال می‌پرسن، راجع به اینکه چرا از اون‌ چیزی که هستن راضی نیستن؟ چرا خودشون رو دوست ندارن؟ چرا با خودشون حال نمی کنن؟ در برابر این پرسشها، اولین چیزی‌ که ازشون می‌پرسم اینه که شما چند سال‌تونه؟ وقتی بهم میگن ۲۰، ۲۳، ۲۵ یا ۳۰ سال، یکم بیشتر، یکم کمتر، حسابی تعجب می‌کنم که چرا یه آدم تو این سن کم، از خودش، انتظار داره که حس‌ خوبی به خودش داشته باشه؟! اصلا چطور ممکنه در این سن و سال با خودت حال کنی؟! وقتی نه تجربه زیستی کافی داری که بتونی بواسطه تجارب زندگیت، معنایی رو پیدا کنی، نه فرصت کافی داشتی تا روابط صمیمانه عمیقی رو تجربه کنی و بواسطه اون‌ روانت صیقل خورده باشه! نه‌ این امکان برات فراهم بوده تا بتونی از تحصیلاتت، شغلی رو دست و پا کنی و گره‌ای از مشکلات‌ دنیا رو حل کنی و کلی نه دیگه! خب برای چی باید حس خوبی به خودت داشته باشی؟! حس خوب محصول کارکرده! کارکرد هم طی زمان رخ میده. پس تو معلومه نباید حس‌ خوبی به خودت داشته باشی، بلکه باید حس‌ خوب به اون‌ نسخه‌ای از خودت داشته باشی که در آینده قراره طراحیش کنی و برای خودت بسازیش. تو به اندازه کافی زمان داری تا حس خوب رو بسازیش ❤️