Are u ready for another truth thats gonna suck?
Ok, so
بابا بهم گفت شب ماشین دستم نمیده. و مامان بهم گفت، به بابا بود که بابا کلا سختشه اصلا ماشین بده دستت. و من به خودم گفتم، خوب کردم، خوب کردم تنهایی رفتم کاشون، خوب کردم شب پنجشنبه رفتم خیابون رجایی. و خوب کردم هیچکدومو به اینها نگفتم. من از بابا پرسیدم، بابا تو نمیخوای من برم کاشون، یا اینکه فکر میکنی مهارت کافی ندارم؟ من خودم میدونستم مهارت کافی دارم. گفت نه، تو مهارت کافی نداری ،وقتی رفتم کاشون رو گشتم، متوجه شدم چرا همچین چیزی بهم گفته. چون جرئت نمیکنه من برم کاشون، چون اگه داهشو یادم بده همه ش اونجا پلاسم، چون میترسه کسی اذیتم کنه، یا برم دنبال پسر، چون کاشون ازش دوره، و نمیتونه کنترلم کنه. دیگه کنترل کار همه ش بامن خواهد بود، و اون به من اعتماد نداره. حقیقتش،
.
.
.
یادم رفت چی میخواستم بگم.
حقیقتش، میدونی دوست داشتن، و صمیمی بودن همینه، اینکه همیشه در کنترل یکی باشی.اون نمیتونه، شایدم نمیخواد استقلال منو ببینه. نمیتونه قبول کنه من میتونم خودم به تنهایی زندگی کنم، و انتخاب های خودمو داشته باشم. نمیتونه ببینه اشتباه کنم، نمیتونه ببینهخودم به اون اندازه به استقلال رسیدم. شایدم نمیخواد. اما چرا نخاد؟ چون نمیتونه جسارت منو ببینه، چون من یه دخترم.هاها! میبینی؟ همه ش بخاطر اینه که من دخترم.احساس میکنم دختر بودن اتفاقیه که برای من افتاده.
مردها، عقده ی قدرت دارن، دلشون میخواد ما همیشه اویزونشون باشیم. من اینهمه رفتم رانندگی یاد بگیرم که دیگه انقدر منت بابا رو نکشیم، برای دکتر رفتن سر و صدا نکنه، یا هرجایی رفتن. ولی خب، الانم وضعیت همونه. هه! هرجا بخوان برن با مردشون میرن. و، بابا الان میدونه که رقیب داره، قبلا ان و اون میکرد، عاه و اوه میکرد، الان دیگه سریع میپره کار رو انجام میده، اره من پدر بچه م بلانم فیسارم.
+تو استقلال میخوای؟ من راهشو نشونت دادم، چرا اون کارو نمیکنی؟چرا تنبلی؟ چرا کمکاری میکنی؟ چرا زمانو هدر میدی؟ چراااا؟ چرا با خودت تو اصطکاکی؟ چرا؟ چرا همهرچیز برای فرداست؟
و میدونی؟ تنها راهش همینه. همین یواشکی زندگی کردن و نگفتن به کسی. چون بابا به من دروغ گفت. حقیقت خیلی ساده ست، تو برای تودت میپیچونیش. حقیقت خیلی چیز ساده و تو چشمیه، هیچکی فرشته نیست.
هه! وصعیتت خنده داره. دوست داشتن بابات
خنده داره. اون رقیب توعه، دشمنته.
تلاش کن فاطمه، دوباره بخور زمین سعیتو بکن اشتباهات قبلیت رو انجام ندی، ولی باز تلاش کن، بخوری زمین عیب نداره، میدونی اولین باری که ادم میخوره زمین درد داره، من اونو از سر
بار دوم که بخورم زمین میدونم باید چیکار کنم. گذروندم.