فهم مهمی بود.

این اون تیکه ی گمشده ی پازل بود.

هیچوقت یه مرد رو نباید انقدر برای خودتبزرگ کنی که انقدر نظراتش برات مهم باشه و انقدر نظراتش رو به خودت بگیری. و فکر کنی که راسته.

بهت حق میدم به هرحال, بخوای یا نخویا همچیم فردی تو زندگی تو بزرگ میشه. برای مردهای بعدی گفتم. نمیخوام بذارم هیچ مردی بهم آسیب بزنه. با هیچ مردی نمیخوام انقدر نزدیک بشم و انقدر یکی بشم. مردها خشن اند. من دوست دارم با یکی ادمونه صحبت کنم. بدون اینکه نیاز باشه خودمو اثبات کنم. یا صدامو ببرم بالا. یا قدرتی فرای قدرت من روی خودم داشته باشه. یا محدودم کنه در هر حال. این خواسته ی زیادی نیست, ولی حالت پیشفرض زندگی همه ی زنهاست.

باید رویاتو ادامه بدی. یجای قلبم درد میکنه ترلان. من سعی میکنم هرروز فشارش ندم تا کمتر درد بکشم. اما درد میکنه. بالا بری پایین بیای, درد میکنه.نادیده ش بگیری یا نگیری, درد میکنه. هراتفاقی بیفته, اخرش یه همینجایی که درد میکنه میرسیم.

حتی دقیقا مطمئن نیستم میخوام چیکار کنم.

یه قول سرراست و مستقیم بهم بده!دفعات قبلی ازت قول سرراست و مستقیم نمیخواستم چون معتقد نبودم که بتونی پایدار بمونی. ایندفعه بهم ثابت شد که تو میتونی پایدار بمونی. مشکلزا تو نیست. مشکلاز روانته. که با خوندن کتابها درمان میشه و خوب میشه. و میتونی خوب زندگی کنی.

فاطمه بهم قولبده از این کشور میری, میری کانادا, امریکا یا اسپانیا.کشورهای انگلیسی زبان رو ترجیح میدم. بهم قول بده انقدر پولدار میشی که بتونی خودتو زندگیتو جمع و جور کنی. بهم قول بده اسمتو عوض مکنی. میذاری ترلان رها. Tarlan Raha.بهم قول بده ملیتت رو عوض میکنی. بهم قول بده پا به پای کسی مثل سلنا گومز میرسی. بهم قول بده دیگه فارسی یادت نیاد. بهم قول بده تا مدتی ازا ین خونواده دور بمونی

من نمیگم خونواده م بده, یا اخه و چهه. من فقط مدتی به دوری نیاز دارم. متوجهی؟ مثل همون دبیرستانم. که چیز خاصیش نبود. دقیقا همونی که جردن پترسون میگه. گاهی دوری خیلی از مسائل و مشکلات رو حل میکنه. اونا میرن توی هوا و میچرخن و میچرخن و بعد خودشون درست میشن و سرجای خودشون قرار میگیرن.

من نمیگم کعه خونواده م بده. من میگم نیاز روحی من درحال حاضر دوریه.

باید دعا کنم. خیلی وقته دعا نکردم.