من نمیدونم وقتی یه گندی میزنم چه ریاکشنی باید داشته باشم. مسخندم، فکر میکنم چون این واکنشی بود که برای بازکردن اخمای بابام بهم همه ی بچگی انجام میدادم. که از شدت واکنشش کم کنم و بهش این منظور رو برسونم که قصدی نداشتم و نمیخواستم خطا کنم. ولی تو باید گذشته رو از حالت جدا کنی. مردم اون بیرون، پدرت نیستن، که تو بلافاصله بدون فکر کردن به اینکه اوکی الان بهم اخم میکنه یا الان طرف ازم عصبانی میشه، بهطور مضحکی بهشون لبخند میزنی.
این چه کار احمقانه ای بود دیروز؟ وقتی ماشینو پارک کردی؟
+احساس کردم گند زدم( با اینکه نزده بودم و فقط ماشین رو درجای معمول خودش پارک نکرده بودم، چون کوچه شلوغ بود و جای پارک مارو گرفته بودن،)و بعد همسایه بغلی از خونه ش اومد بیرون و در پارکینگشو بازکرد(که من در پارکینگ اون نزده بودم) و چون من داشتم مضحکانه میخندیدم و نگاه به ماشین و اون داشتم، و بهنوعی داشتم معذرتخواهی میکردم که کنار دیوار اون زدم، داشت با تعجب و تفکر بهم نگاه میکرد.
گذشته ت رو از حالت جدا کن، همه ی ادمها قرار نیست اون ریاکشن مادرت، یا پدرت رو بهت داشته باشن، و قرار نیست تو یه ریاکشن به همه ی ادمها نشون بدی، و درسته، درست کردنش تایم و انرژی میبره، اما خب، دارم بهت میگم.