بذارید به حال خودم باشم. واقعا بذارید به حال خودم باشم، من احساسات دارم، احساسات من افکارمن، همین چیزایی ان ک اینجا مینویسم، من همینم ک هستم، مدلم همینجوریه، ادم نشون دادن احساسات برای چیزای مسخره رو صورتم نیستم، برای ادمای مسخره هم، دارم خودم میشم و از این موضوع مفتخرم.

صورتم داره میسوزه، داره میسوزه و داره میسوزه. آه، از شر صورتم. دلم میخواد بکنمش بندازمش دور، که انقدر از نازیبایی رنج نکشم.

یک اینده ی دور و درازِ ناپیدا!

دقیقا، تداعی ازاد.

اخ صورتم، صورتم صورتم، صورتم از بین رفته، خدایا رحمی به حالم کن و خوب بشه.

دلم نمیخاد منی ک اینهمه وقت زیبایی برام چیز بی ارزشی بوده حالا بهخاطرش

Im fucked up, eventhough u saying dont tell me that 

Im fuvked up

Im trying not to be